نکات مهم و مورد توجه در تنظیم انواع هیجانات
هیچ کس منو درک نمی کنه. کاش به دنیا نمی اومدم. انقدر عصبانیم که دارم منفجر میشم. از خوشحالی بال در آوردم. کاش می تونستم… اگر شما هم با خواندن متن قبل لحظه هایی از زندگی خودتون رو به یاد آوردین باید بگم که الان با مفهومی به نام هیجانات رو به رو شده اید.
به احساس ها و واکنش های عاطفی ما در روانشناسی هیجان گفته می شود. هیجانات به خود خود خوب یا بد نیستن بلکه شدت آنها و موقعیتی که در آن قرار داریم باعث تاثیرات آنها در زندگی ما میشوند. در ادامه با انواع هیجانات و چگونگی تنظیم هیجان آشنا خواهیم شد.
انواع هیجانات
هیجانات از منظر اکثر نظریه های روانشناسی به دو دسته هیجانات اولیه و هیجانات ثانویه دسته بندی می شوند. همینطور هیجان ها به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شوند.
هیجانات اولیه:
آن دسته از هیجاناتی که در فطرت تمام ما انسان ها از بدو تولد هست را هیجانات اولیه می گویند. به عنوان مثال کسی به شما در کودکی آموزش نداده که باید از صداهای بلند ترسید. یا همه ما انسان ها در قبال از دست دادن عزیزانمان غمگین میشویم.
در مورد هیجانات اولیه نظریه ها و صحبت های مختلفی است اما بر پایه نظریه پل اک من، هیجانات اولیه به شش دسته تقسیم می شوند.

شادی
شادی پرطرفدار ترین نوع از احساسات ما انسان ها است. تقریبا همه ما در زندگی به دنبال فرار از درد و رنج و رسیدن به شادی هستم. هنگام شادی می توان حس هایی مثل لذت، رضایت، غرور و افتخار و … تجربه کرد. لبخند زدن و خندیدن از جمله تغییرات جسمانی در بدن ما است که می توان نشانگر حس شادی در ما باشد.
ترس
ترس یکی از حیاتی ترین و سریع ترین احساساتی است که در انسان ها برای بقا وجود داشته است. احساس ترس از انسان در بسیاری از موقعیت های خطر زا محافظت می کند. بدن انسان ها هنگام ترس دچار تغییرات زیادی از جمله افزایش تعداد ضربان قلب، افزایش تعداد تنفس، کشیده و سفت شدن ماهیچه ها و … می شوند.
غم
در ادبیات می توانیم غم را نقطه مقابل احساس شادی ببینیم. احساس غم معمولا همراه با احساساتی مانند بی انگیزگی، انزوا، نا امیدی و … مشاهده می شود. احساس غم، به نسبت میزان آن به اشکال مختلفی از جمله سکوت، گریه، انزوا، افسردگی و … می توان دید.
تنفر
یکی دیگر از هیجانات اولیه ما تنفر است. همانند ترس تنفر هم احساسی است که از ما در مقابل خطرات محافظت می کند. تنفر ممکن است نسبت به ماده خوراکی که بوی نامطلوبی برای ما دارد اتفاق بیوفتد یا نسبت به شخص و فردی که احتمال آسیب زدن به مارا دارد. تنفر به نسبت حس های دیگر بروز فیزیکی زیادی ندارد.

خشم
از قدرتمند ترین هیجاناتی که در ما وجود دارد می توان به خشم اشاره کرد. خشم و ترس در مقابل خطرات از ما مقابله می کنند به طوریکه ترس مارا از خطر دور می کند و خشم ما را در دل مقابله با آن سوق می دهد. چهره اخمو، صدای بلند، قرمز شدن، رفتار های تهاجمی و … نشان دهنده احساس خشم در بین مردم است. در دید عموم خشم یکی از احساسات منفی و مضر است اما با کنترل آن می توانیم از این احساس استفاده های مثبت زیادی هم ببریم. به شما پیشنهاد می کنیم سری به مقاله کنترل خشم و راهکار های عملی آن هم بزنید.
تعجب
از سر کار بر می گردید و در خانه را باز می کنید. سوپرایز! خانواده شما برایتان تولد گرفته اند. ابروهایتان بالا می رود، نفستان تند تر میشود، چشماهیتان گشاد میشود.
شما در حال تجربه حس تعجب هستید. حسی که می تواند از نوع مثبت، منفی و یا خنثی باشد.
هیجانات ثانویه:
بعد از تجربه هیجان های اولیه واکنش ما نسبت به آنها را هیجان ثانویه می نامیم. هیجانات ثانویه می توانند ترکیبی از یک یا چند هیجان اولیه باشند.
هیجان ابزاری:
این دسته از هیجانات پاسخ طبیعی بدن به موقعیت هایی که برای ما پیش می آید نیست. حتما شما هم در دوران کودکی خود تجربه این را داشته اید که برای بدست آوردن چیزی از گریه و زاری و یا خشم و دعوا استفاده کرده باشید. به این نوع از احساسات که به طور طبیعی نیستند و می توان هر موقع به صورت ارادی قطع شوند هیجانات ابزاری گفته می شود.
مولفه های تشکیل دهنده هیجان:
هر هیجانی که ما تجربه می کنیم از سه تا مولفه تشکیل شده که در ادامه با آنها آشنا می شویم.
مولفه شناختی:
چیزی که میزان هیجانات ما را در قبال مواجه با موقعیت های مختلف مشخص می کند افکار و باور های ما هستند.
مولفه فیزیولوژیک:
تغییراتی که در بدن ما هنگام احساس کردن هیجانات رخ می دهد جزو مولفه های فیزیولوژیک می باشد. برای مثال تغییراتی مانند افزایش ضربان قلب، نفس نفس زدن، تعریق و …
مولفه رفتاری:
رفتار هایی که بعد تجربه هیجانات از خود بروز میدهیم جزو این دسته بندی ها قرار می گیرند. به عنوان مثال حالت های چهره مانند اخم کردن یا خندیدن از مولفه های رفتاری است.

راهکارهای تنظیم هیجانات
برای تنظیم هیجانات تکنیک های زیادی ارائه شده که بسته به اینکه شما با کدام راحت تر عمل می کنید می توانید آنها را یاد بگیرید.
در ادامه با برخی از تکنیک های کنترل هیجان آشنا خواهیم شد.
به خود زمان و فضا دهید
در موقعیت های مختلفی که قرار می گیریم احساسات ما در کمترین زمان ممکن اتفاق می افتند. اگر به این آگاه باشیم که احساسات ما سریع اتفاق می افتند می توانیم در هنگام واکنش به آنها کمی مکث کنیم تا با احساسات خود کنار بیاییم یا از واکنش ها و پاسخ های هیجانی اجتناب کنیم.
توجه به احساساتی که در ما به وجود آمده
اگر به هنگام تجربه احساسات مختلف بتوانیم به خودآگاهی برسیم و بدانیم که در حال تجربه چه حسی هستیم می توانیم اقدامات مناسبی را انجام دهیم.
پذیرش احساسات
یکی از مهم ترین گام های تنظیم احساسات و هیجانات ما بخش پذیرش است. اگر احساسات خود را به رسمیت نشناسیم در کنترل آن هم موفق نخواهیم بود. به عنوان مثال در هنگام عصبانیت به جای تلقین به حال خوب بپذیریم که عصبانی هستیم نفس عمیق بکشیم و …
شفقت و مهربانی
اولین اولویت هر کسی باید خود او باشد. ما باید برای خودمان زمانی را اختصاص دهیم تا به نداهای درونی و نیاز هایی که داریم توجه کنیم. ما با وقت دادن به خودمان و توجه به احساسات و عواطف درونی خودمان می توانیم در مورد وضعیت کنونی که داریم آگاه باشیم.
دید سوم شخص و جدایی زمانی
یکی دیگر از روش هایی که می توان از آن برای تنظیم هیجانات خودمان استفاده کنیم نگاه به خودمان از بیرون است. مثلا اگر ناراحتیم به خودمان دلداری دهیم و ببینیم اگر کس دیگه ایی به جای ما بود چه می کرد. از طرفی می توانیم خودمان را در زمان دیگری ببینم. به عنوان مثال اگر در سوگ مرگ کسی هستیم می توانیم به این امر اگاه باشیم که تا چند ماه دیگر می توانیم از این حس و حال رهایی پیدا کنیم و قرار نیست برای همیشه اینطوری بمانیم.
زندگی در لحظه حال
اگر دچار احساساتی شده ایم که ما را در گذشته یا آینده اسیر کرده است. به جای توجه به آنها به زمان حال برگردیم و از لذت هایی که در زمان حال برای ما اتفاق میوفتد استفاده کنیم.
توجه به جنبه های دیگر
توجه به کار های دیگر می تواند به دو صورت منفی و مثبت اتفاق بیوفتد. به عنوان مثال اگر از چیزی ناراحت هستیم و به سراغ پر خوری برای حواس پرتی برویم از جنبه منفی آن استفاده کرده ایم اما اگر از ورزش به عنوان تخلیه خشم خودمان استفاده کنیم به نوعی از حواس پرتی مثبت استفاده کرده ایم.
نوشتن احساسات
اگر نمی توانید در مورد احساسات خود با کسی صحبت کنید، نوشتن بهترین راه حل برای شما می باشد. نوشتن احساسات دست کمی از مشورت و همدلی با اطرافیانمان ندارد. در جنبه های زیادی نوشتن از هم صحبتی هم بهتر است. در نوشتن احساساتمان می توانیم با احساسات واقعی خود رو به رو شویم و آنها را بپذیریم. می توانیم با نوشتن به ذهن خود جهت دهیم و آن را سازماندهی کنیم. نوشتن در مورد اجساسات و … دست کمی از معجزه ندارد.
مراقبه و تمرین های آرامشی
علاوه بر راه حل های قبلی می توانیم از راه حل های جالبی نظیر مراقبه یا مدیتیشن استفاده کنیم. برای این کار برنامه ها و دوره های زیادی در اینترنت وجود دارد که می تواند در بهتر انجام دادن آن ما را یاری کند.
کمک گرفت از مشاور
علاوه بر نکات بالا یکی از مهم ترین راهکار ها در کنترل و تنظیم هیجان این است که به متخصص روانشناسی مراجعه کنیم. روانشناس ها همیشه سعی می کنند که ما را از احساسات واقعی خودمان آگاه کنند نه چیزی که دوست داریم باور کنیم. مشورت و همفکری با آنها باعث میشود که وضعیتی که داریم رو سریع تر درک کنیم و بپذیریم.
شما می توانید با مراجعه به اینستاگرام ما از تخفیف ها، دوره های آموزشی، کارگاه ها، مطالب بروز،مقالات کاربردی و … باخبر بشید.





